در حال بارگذاری ...
  • پژوهشی به قلم دکتر رضا فتحی پور

    روایت نخستین انجمن مردم ­نهاد هنری ایران

        در این نوشتار و در ۳ قسمت به بررسی رابطه سازمان ­های مردم نهاد و هنرهای نمایشی می­ پردازیم.

    انجمن های هنرهای نمایشی در ایران؛ دولتی، خصوصی و مردم ­نهاد

    روایت نخستین انجمن مردم ­نهاد هنری ایران

    انجمن مردم ­نهاد دانش ­آموختگان تئاتر تبریز

    قسمت اول

        در این نوشتار و در 3 قسمت به بررسی رابطه سازمان ­های مردم نهاد و هنرهای نمایشی می­ پردازیم. برای این منظور نخست به ارائه تاریخچه، تعاریف، ویژگی­ ها، محورهای فعالیت، طبقه­ بندی، مشارکت اجتماعی، موانع درونی توسعه سازمان­ های مردم­ نهاد و سپس نحوه تعامل نظام سیاسی با آنها، بر اساس کتاب «سازمان ­های مردم ­نهاد؛ از توسعه انسانی تا مشارکت مدنی» نوشته امین بنائی بابازاده، نشر نگاه معاصر، چاپ سال1396 پرداخته خواهد شد. و سپس نسبت هنرهای نمایشی با چنین تشکل مردم ­نهادی بررسی می­ شود و در ادامه با معرفی یک نمونه الگوی بومی از سازمان مردم ­نهاد هنری- تئاتری موضوع به صورت مصداقی تحلیل می ­شود.

        هنرهای نمایشی و فعالیت­ های نمایشی/ تئاتری در جامعه می­ تواند به صورت دولتی، خصوصی و مردم ­نهاد/ غیردولتی باشد. تاریخ نمایش/ تئاتر در ایران گواه این است که عمده فعالیت­ ها در این زمینه دولتی/ حکومتی بوده است؛ و در بخش اندکی نیز به صورت خصوصی جریان یافته است. فعالیت ­های نمایشی/ تئاتری در قالب سازمان ­های مردم ­نهاد(سمن) پدیده نوظهوری است؛ که می ­تواند بیش از پیش اهداف اجتماعی این هنر جامعه­ بنیاد را دربربگیرد.

        سازمان ­های مردم­ نهاد در معنای امروزی، پس از تاسیس سازمان ملل متحد در سال 1945 شکل گرفته ­اند. بر اساس ماده 71 از فصل 10 منشور این سازمان، تلاش فراوانی به منظور ایجاد مراکز غیردولتی و انتقال بخش قابل توجهی از فعالیت­ های دولت در زمینه ­های مختلف از جمله امور اجتماعی، حقوق بشر، و محیط زیست به این سازمان­ ها صورت گرفت (بنائی بابازاده:16،1396).

        در ایران نیز آیین­نامه تأسیس و فعالیت ­های سازمان ­های غیردولتی مورخه 29/3/1384، بنا به پیشنهاد مورخه 8/5/1383 وزرات اطلاعات و به استناد اصل 138 قانون اساسی تصویب و تحت عناوینی چون جمعیت، انجمن، کانون، مرکز، گروه، مجمع، خانه، موسسه، اجرایی گردید. هرچند در ایران از دیرباز مساجد به عنوان یک نهاد غیردولتی تلقی می­ شد که با کمک­های مردمی در زمینه اعطای وام ­های قرض­الحسنه، برپایی مراسم مذهبی، جمع­ آوری کمک ­های مالی برای افراد نیازمند و برگزاری کلاس­ های گوناگون مذهبی در این زمینه پیشگام بوده و به عنوان مجموعه مردم ­نهاد سنتی در کشور شناخته می ­شود که توانسته به دستاورد های بی ­شماری نائل گردد(همان:17).

        مفهوم سازمان­ مردم ­نهاد، گره خورده با جامعه مدنی، توسعه انسانی و سرمایه اجتماعی است. در تعریف سازمان مردم ­نهاد دو دسته تعریف ارائه شده است؛ تعاریف نهادی و تعاریف پژوهشگران.

        دانشگاه جانز هاپکینز در پروژه­ای مطالعاتی با بررسی عملکرد این سازمان ­ها در بیش از 40 کشور تعاریف زیر را ارائه کرده است (همان:24-25):

        الف) بر حسب سازمانی: از دولت جدا هستند.

        ب) بر حسب مشارکت: به صورت داوطلبانه بوده و عضوپذیری آنها آزاد است.

        پ) بر حسب منابع مالی: هزینه ­های آنها عمدتاً از طرف کمک­ ها و مساعدت­های مردمی تأمین می ­شود.

        ت) بر حسب توزیع سود: سود خالص آنها میان متولیان سازمان توزیع نمی ­شود و در جهت اهداف سازمان به ­کار گرفته می ­شود.

        ث) بر حسب ساختاری: خلق ­الساعه و موقت نیستند، نهادینه و تثبیت شده ­اند.

        سالامون لستر و هلموت آن ­هایر نیز سازمان مردم ­نهاد را این چنین تعریف می ­کنند: تشکلی مستقل، منعطف، دموکراتیک، و غیرانتفاعی است که فعالیت­ های خود را در جهت کمک به تقویت بنیه ­های اقتصادی و اجتماعی گروه­های حاشیه ­ای، حل معضلات عامه و گاه رفع مسائل قشری خاص متمرکز نموده است (همان:25).

        به نظر می ­رسد شاید بتوان با توجه به خواسته ­ها و آرمان­ های مردم در نظام اسلامی این تعریف را ارائه نمود که، سازمان مردم ­نهاد، اجتماع قانونمند افراد هم ­هدفی است که بر مبنای ارزش­های دینی و ملی با بسیج امکانات مادی و معنوی داخلی و خارجی داوطلبانه و مستقل از نظام دولتی تشکیلات کارآمد و شفافی را برای پاسخگویی سازنده به یکی از نیازهای جامعه برپا نموده و فارغ از اهداف مرسوم احزاب و سوداگران، همجوار با دولت متعهد به ایفای وظایف و اهداف سازمانی خود هستند (بنائی بابازاده:26،1396).

        عدم وابستگی به دولت، غیرانتفاعی بودن، غیرسیاسی بودن، خودجوش بودن، شخصیت حقوقی مستقل، خودگردان بودن، مدیریت مردمی، شفافیت در اهداف، و تعهد به اهداف جامعه هدف، وجه اشتراک و صفات ممیزه سازمان­ های مردم ­نهاد می­ باشند (همان:27-28).

        سازمان­ های مردم ­نهاد فعالیت ­های خود را در سه محور زیر سازماندهی می­کنند:

        الف) محور تقنینی: در برخی موارد قانون دارای کاستی است و یا اساساً در موضوعی خلأ قانونی وجود دارد، لذا آنها در جهت اصلاح قوانین و یا کمک به تصویب قوانین جدید اقدام می ­کنند.

        ب) محور اجرایی: در مواردی نه کاستی و نه خلأ قانونی وجود دارد لیکن اِشکال در نحوه اجرا و عدم اجرای آن است، لذا سازمان­های مردم ­نهاد در جهت از بین بردن موانع، کمک به اجرای صحیح و ایجاد زمینه ­های لازم برای معطل نگذاشتن قوانین موجود اقدام می­ کنند.

        پ) محور اجتماعی: در مواردی دیگر اِشکال نه در قانون و نه در اجراست بلکه در ظرفیت­پذیری و اجرا در جامعه است. در این ­گونه موارد تلاش می ­شود تا با فرهنگ ­سازی از طریق فعالیت ­های متنوع و مختلف فرهنگی از جمله آموزش و تبلیغات، اصلاح الگوهای رفتاری جامعه، ایجاد انگیزه در اقشار گوناگون جامعه به منظور مشارکت اجتماعی آنان، تلاش در جهت تحقق شایسته ­سالاری، تلاش در جهت ترویج آداب نقد و نقدپذیری، ترویج باورهای اصیل و تحریف­نشده مذهبی، شناساندن قابلیت­ها و کاستی­ها و تلاش در جهت تقویت و هماهنگی میان دیگر سازمان­ های مردم ­نهاد اقدامات و فعالیت ­های خود را شکل دهند(همان:33-34).

        سازمان­ های مردم­ نهاد با معیارهای مختلفی طبقه­بندی می ­شوند؛ یکی از این معیارها، مدرن و سنتی بودن آنهاست. سازمان­ های مدرن بیشتر بر کارهای توسعه­ای تاکید دارند و مجموعه­های سنتی به امور خیریه و اضطراری می ­پردازند(همان:39).

        سازمان­ های مردم ­نهاد در سه سطح و حوزه بین ­الملی، ملی و منطقه ­ای/ محلی می­ توانند فعالیت کنند.

        سازمان­ های مردم ­نهاد مهم ­ترین عرصه شکل ­گیری و ساماندهی فعالیت ­های مشارکتی در جامعه محسوب می ­شوند. مشارکت اجتماعی دلالت بر گسترش روابط بین گروهی در قالب انجمن ­های داوطلبانه، باشگاه­ها، اتحادیه­ها و گروه ­هایی که معمولاً خصلتی محلی و غیردولتی دارند، که در قالب سیاست ­های اجتماعی، مشارکت و درگیر ساختن مردم در فرآیندهای اجتماعی مختلف را هدف خود می ­دانند. مشارکت اجتماعی، مشارکتی است که آگاهی، داوطلبانه­ بودن و غیرحکومتی بودن از خصایص عمده آن است. لذا در این مفهوم مشارکت به معنای قبول همکاری آگاهانه و از روی میل و اراده برای رسیدن به یک هدف خاص تعریف می ­شود.

        سی ­مور مارتین لیپست در کتاب انسان سیاسی بر اساس بررسی ­های به عمل­آمده در کشورهای مختلف معتقد است؛ مردان بیشتر از زنان، تحصیل ­کرده ها بیشتر از تحصیل­ نکرده ­ها، شهرنشینان بیشتر از روستائیان، افراد بین 35 تا 55 سال بیشتر از جوان­ ها، متأهلین بیشتر از مجردین، افراد دارای پایگاه اقتصادی و اجتماعی بالاتر بیشتر از افراد دارای پایگاه اقتصادی و اجتماعی پایین ­تر، اعضای سازمان ­ها بیشتر از مشاغل آزاد تمایل به مشارکت دارند(همان:46).

        اندیشمند آلمانی کورت لوین، معتقد است که مشارکت از ایستادگی مردم در برابر دگرگونی، نوسازی، نوآفرینی، می ­کاهد و بر سازگاری آنها می­ افزاید. در فضای مشارکتی، تعارض ­ها و ستیزها جای خود را به همکاری و تعاون می ­دهند. بنابراین(همان:48):

        - مشارکت احساس وابستگی و علاقه ­مندی را تقویت می ­کند. تحقیقات نشان ­داده ­اند هرگاه انسان در پدیدآوردن امری مشارکت کند، از آن پشتیبانی خواهد کرد.

        - مشارکت کناره­ گیری و تفرد را از میان برمی­دارد. مشارکت کسانی را که در حاشیه کارها ایستاده­اند، به درون کوشش­ های گروهی می ­کشاند.

        - مشارکت فرهنگ سکوت را می ­شکند. مشارکت انسان را به گفتمان وامی­دارد و راه را برای پدیدار شدن سرمایه ­های فکری هموار می ­کند.

        - مشارکت شنیدن صدای دیگران را آسان می ­سازد.

        - مشارکت رشد و توسعه را شتاب می ­بخشد و بهره ­وری را افزایش می ­دهد.

        - مشارکت مشکل کمبود سرمایه و نیروی انسانی دولتی را برطرف می­ کند و در اجرا و حفاظت از پروژه ­های توسعه، سازمان­ های دولتی را یاری می ­رساند.

        سازمان­ های مردم ­نهاد جهت نیل به اهداف توسعه که نیازمند به مشارکت و تعامل بخش­ های دولتی، خصوصی و غیردولتی هدف ­گذاری­ شده، فعالیت می ­کنند و از ظرفیت نهادهای مردمی بهره می ­برند. نقش­ های جدیدی به وظایف سازمان ­های غیردولتی نظیر موارد ذیل افزوده شده است(همان:49):

        - مشارکت با دولت و بخش خصوصی

        - مشارکت در برنامه ­ریزی، اجرا و ارزیابی

        - نقش ترویجی، پژوهشی و آموزشی

        - رسانیدن صدای مردم به خصوص گروه­ های محروم جامعه

        - مشارکت با سایر سازمان ­های غیردولتی

        - گفت و شنود با دولت

        ضعف ساختاری سازمانی، فقدان استراتژی، ناتوانی در تنظیم ارتباط با دولت، درک نامناسب از نیازهای جامعه، کلی و مبهم بودن اهداف، ناتوانی در تجهیز و مدیریت منابع مالی، ضعف مدیریت، نخبه­ گرایی، ضعف مهارت کارکنان، نا­آگاهی نسبت به ظرفیت­ های خود، بی ­توجهی به پیشینه تشکل ­های مردمی در جامعه، ضعف در عضوگیری و نگهداری اعضا، فقدان هویت جمعی مشترک، موازی­ کاری، کیفیت نامناسب ارائه خدمات، عدم توانمندی در تعامل هوشمندانه با نهادهای بین ­المللی، نگرش تقلیدی، عدم تحمل خلاقیت، عدم شفافیت، دوری از کار علمی و آگاهی کم از امکانات ملی و فراملی، به عنوان موانع درونی توسعه سازمان مردم ­نهاد معرفی شده ­اند(همان:64-84).

        درباره نحوه تعامل دولت با سازمان ­های مردم ­نهاد سه دیدگاه کلی وجود دارد که نظرات خود را در مورد میزان اعطای آزادی­ ها و اختیارات عملکرد سمن ­ها بیان می ­دارند(همان:107-108):

        دیدگاه نخست دیدگاه لیبرتاریان است که معتقد به اعطای اختیارات حداکثری به نهادهای جامعه مدنی همچون سمن­ ها و کم ­رنگ ساختن نقش دولت در امور اجتماعی به نفع فعالیت سمن ­هاست. استدلال دیدگاه لیبرتاریان را می­ توان در این گزاره خلاصه کرد که مردم انجام کارهای خود را بهتر از دولت می­ فهمند. هرچه سمن­ ها آزادتر، نامحدودتر و نیرومندتر باشند بهتر می ­توانند منافع افراد عضو خود را پیش ببرند.

        در مدل اجتماع­گرا با نقد اعطای آزادی همه ­جانبه به سمن ­ها و نیز نقد تحرک اجتماعی و سیاسی سمن ­ها به نفع منافع فردی، بر این مسأله تأکید می ­کنند که سمن ­ها باید در جهت منافع اجتماعی و عمومی فعالیت کنند و از این طریق اجتماع را از فعالیت خود بهره ­مند سازد. به علاوه نه نفع دولت که نفع اجتماع باید هدف اصلی از فعالیت سمن ­ها باشد.

        مورد سوم که به نظریات صنفی ­گرایانه اختصاص دارد تمایز میان دولت، جامعه مدنی، سازمان ­های مردم ­نهاد و افراد را رد می­کند. این نظریات تأکید دارند که جدا ساختن مکانیکی مردم، دولت و نهادهای مدنی اشتباه است. باید مردم، دولت و نهادهای مدنی و صنفی در قالب یک پیکره ارگانیک با یکدیگر پیوند یابند و یک نظام صنفی متشکل و هماهنگ را تشکیل دهند. تنها از این طریق است که میان منافع مختلف شهروندان و دولت هماهنگی و همپوشانی پدید می­ آید. واسطه این همپوشانی نهادهای جامعه مدنی از جمله سازمان ­های مردم ­نهاد هستند. دیدگاه صنفی­گرا به نظریات متفکرانی مانند آنتونی گیدنز و آنچه راه سوم می­نامند، متکی است.

        بنائی بابازاده با درنظر گرفتن مطالب فوق و جامعه ایرانی چنین نتیجه می­ گیرد که در ایران نیز پس از فراز و فرودهای بسیار از جمله گذار از بحران سال­های اوایل انقلاب، جنگ تحمیلی و دیگر مشکلات عدیده، ضرورت نگاه دقیق و موشکافانه به بحث سازمان ­های غیردولتی پیش از پیش مهم و حیاتی به نظر می­ رسد که باید در اولویت کار نظام سیاسی قرار گیرد. چرا که این نهادهای مردمی علاوه بر کارکردهای مختلف بشردوستانه نظیر کمک به قشرهای ضعیف جامعه، تأکید بر اصل حقوق بشر و حفاظت از محیط زیست، می­توانند عامل بسیار تعیین­کننده ­ای در خصوص پنج شاخص توسعه انسانی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی باشند. همچنین این نهادها به عنوان پل ارتباطی افراد جامعه با دولت می­ شوند و قادرند گفتمان انتقادی را به درستی در لایه­های مختلف دولت و جامعه نهادینه سازند. بنابراین لازم است سازمان ­های مردم­ نهاد در کشور بر پایه مقتضیات زمانی و مکانی و نیز نیازهای خرد و کلان مردم بر پایة الگوهای بومی شکل بگیرند و با ملاک قرار دادن اصل آموزش، شهروندانی مسئول و آگاه تربیت نمایند. آن­ گونه که در جهان معاصر سازمان ­های مردم ­نهاد به عنوان یک واقعیت مدنی در جوامع پذیرفته شده ­اند. و شیوه جدیدی از نحوه ارتباط میان افراد و گروه ها را تبیین می­ کنند؛ در تاریخ ملی و مذهبی ایران نیز نمونه ­های بسیاری از این نوع رفتار و پدیده دیده می­شود. تأکید بر حرکت­های غیردولتی موجب هویت­ بخشی سازمان ­های مردم ­نهاد، ارتقای آگاهی عمومی، انسجام مدنی و ترویج فرهنگ تعامل در سطح آحاد جامعه می­ شود. نهادهای مدنی در ایران می ­توانند با زیرنظر گرفتن فعالیت ­های دولتی و عمومی و راستی ­آزمایی آنها، و همچنین با آموزش حقوق شهروندی، آموزش شیوه­های رفتار توسعه­ یافته، کوچک ­سازی دولت و شفاف ­سازی آن به بهبود شاخص­ های توسعه انسانی و توانمندسازی شهروندان کمک کنند. در این بین مقاومت سازمان­ های اداری از همکاری و یا واگذاری اختیارات به سمن­ ها، بی­ ثباتی ساختاری در حوزه­ های مدنی به ویژه جوانان، ابهام قانونی یا قوانین ضد فعالیت سمن­ ها و در نهایت عملکرد نهادهای شبه ­دولتی و موازی با دولت که در برابر فعالیت سمن ­ها ایجاد اختلال می­ کنند؛ موانع اداری، قانونی و نهادی فراروی فعالیت برای این نهاد های مهم اجتماعی می ­توان به تسهیل روند مشارکت مدنی و تقویت دیپلماسی عمومی در ایران امیدوار بود(169-170).

        حال این پرسش مطرح می­شود که چگونه یک سازمان مردم­ نهاد می­تواند با هنرهای نمایشی نسبتی داشته باشد؟

        بر اساس نگرش علمی دیسیپلین­ شناختی در هنر و هنرهای نمایشی، چهار دسته جامعه هدف می­توان بر مبنای چهار دیسیپلین هنر؛ تولید و آفرینش، نقد هنری، تاریخ هنر و زیبایی­ شناسی تعریف نمود(مهرمحمدی و کیان،158:1393):

        الف) هنرمندان   ب) منتقدان هنری   پ) مورخان هنری   ت) مخاطبان هنری (مخاطبان هنری خود در دو گروه قابل تعریف هستند؛ یک حامیان، حمایت ­کنندگان از تولید و آفرینش هنری، و دوم مصرف­کنندگان تولیدات و آفرینش ­های هنری)

        هر کدام از این چهار جامعه هدف، نیازهای خرد و کلان ویژه ­ایی دارند که می­ توان بر آن اساس، خدمات موردنیاز تخصصی برای آنها در قالب سازمان مردم­ نهاد هنری ارائه نمود. بی­شک سه خدمت آموزش، پژوهش و اجرا به عنوان بستر این خدمات تخصصی می­توانند تعریف شوند. به بیان دیگر، این چهار جامعه هدف را در دو جامعه می­ توان تعریف کرد؛ هنرمندان، منتقدان و مورخان در یک جامعه به عنوان صنف تخصصی و مخاطبان را نیز به عنوان جامعه دوم و مصرف ­کنندگان تولیدات این صنف قرار داد؛ و بر همین مبنا، سازمان­ های مردم­ نهاد هنری می ­توانند به مطالبات و معضلات این دو جامعه بپردازند. از سوی دیگر، سه محور تقنینی، اجرایی و اجتماعی نیز در کنار اقدامات چنین سازمان مردم ­نهاد هنری ­ای قابل پیگیری است.

        از نظر نوع تعامل دولت با چنین سازمان مردم ­نهاد هنری ­ای نیز، دیدگاه سوم و راه سوم یعنی صنفی­ گرایی می ­تواند مبنا عمل باشد؛ چرا که جامعه هنرهای نمایشی به عنوان یک صنف دارای مسائل و مشکلات مشخص و معینی می ­باشد که رسیدگی به آنها وظیفه مردم، دولت و نهادهای مدنی و صنفی است؛ و چنین اقداماتی نیز زمینه ­ساز توسعه اجتماعی جامعه خواهد بود.

        در ادامه با روایت شکل­ گیری نهال انجمن­ مردم­ نهاد دانش ­آموختگان تئاتر تبریز و بیان فعالیت­ های آن، با یک الگوی بومی از سازمانی مردم ­نهاد و هنری بیشتر آشنا می­شویم و چگونگی تعامل صنفی ­گرای میان دولت، بخش خصوصی و سازمان مردم ­نهاد روشن می ­شود.

    ادامه دارد...




    مطالب مرتبط

    به مناسبت نخستین جشنواره ملی نمایشنامه­ نویسی میرزا آقا تبریزی

بازشناسی میرزا آقا تبریزی نخستین نمایشنامه­ نویس به زبان فارسی
    به مناسبت نخستین جشنواره ملی نمایشنامه­ نویسی میرزا آقا تبریزی

    بازشناسی میرزا آقا تبریزی نخستین نمایشنامه­ نویس به زبان فارسی

        در این نوشتار، به مناسبت نخستین جشنواره ملی نمایشنامه­ نویسی میرزا آقا تبریزی جایزه ایوب آقاخانی، که در 14 تیر ماه 1398 – روز قلم – در تبریز برگزار می­ شود؛ نگاهی داریم به نکاتی کوتاه اما مهم درباره میرزا آقا تبریزی، نخستین نمایشنامه­ نویس ایران به زبان فارسی در دوره قاجار.

    |

    دومین انتخابات هیئت مدیره انجمن دانش آموختگان تئاتر تبریز برگزار شد

تغییرات در ترکیب هیئت مدیره انجمن دانش آموختگان تئاتر تبریز
    دومین انتخابات هیئت مدیره انجمن دانش آموختگان تئاتر تبریز برگزار شد

    تغییرات در ترکیب هیئت مدیره انجمن دانش آموختگان تئاتر تبریز

    به گزارش آذربایجان شرقی - مهرداد خردمند؛ 11 دی ماه و با حضور جمعی از اعضای این انجمن در خانه هنرمندان تبریز، دومین انتخابات هیئت مدیره انجمن دانش آموختگان تئاتر تبریز برگزار شد و طی آن تغیراتی در ترکیب هیئت مدیره این انجمن صورت گرفت.

    |

    پژوهشگر و هنرمند تئاتر کشور عنوان کرد

تداوم میرزا آقا یعنی سامان بخشی به نمایشنامه بومی
    پژوهشگر و هنرمند تئاتر کشور عنوان کرد

    تداوم میرزا آقا یعنی سامان بخشی به نمایشنامه بومی

    اردشیر صالح پور برگزاری نخستین جشنواره ملی نمایشنامه نویسی میرزا آقا تبریزی را حرکتی ارزشمند دانست و ابراز کرد: این رویداد باید سال ها پیش برگزار می شد، به هر حال جای خوشحالیست که انجمن دانش آموختگان تئاتر تبریز در این کهن شهر پس از مدت ها دست به چنین ابتکاری زده و جشنواره ای ...

    |

    سرپرست سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری تبریز عنوان کرد

با حمایت هنر بومی از آثار خارجی بی نیاز خواهیم بود
    سرپرست سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری تبریز عنوان کرد

    با حمایت هنر بومی از آثار خارجی بی نیاز خواهیم بود

    حجت الاسلام و المسلمین حسین قدوسی نیا برگزاری نخستین دوره جشنواره میرزا آقا تبریزی را در دیار اولین ها اتفاقی مبارک و شایسته دانست و افزود: علت اصلی عدم برگزاری این رویداد کمبود آثار نوشتاری در حوزه هنرهای نمایشی بوده است.

    |

    عضو شورای شهر تبریز بیان کرد

استقبال از تئاتر نشان از رویکرد توسعه یافتگی در یک جامعه است
    عضو شورای شهر تبریز بیان کرد

    استقبال از تئاتر نشان از رویکرد توسعه یافتگی در یک جامعه است

    عضو شورای اسلامی شهر تبریز عنوان کرد:  استقبال از تئاتر نشان از رویکرد توسعه یافتگی در جامعه است و مسائل اقتصادی به راحتی می تواند بر توسعه و بالندگی این هنر تاثیرگذار باشد.

    |

    منتقد تئاتر کشور عنوان کرد:

افتخارات گذشته کهن شهر تبریز منجر به تشکیل مکتب تئاتر در این منطقه نشد
    منتقد تئاتر کشور عنوان کرد:

    افتخارات گذشته کهن شهر تبریز منجر به تشکیل مکتب تئاتر در این منطقه نشد

    نمایشنامه‌نویس، کارگردان تئاتر و پژوهشگر هنرهای نمایشی کشور با اشاره به پیشینه هنرهای نمایشی در خطه آذربایجان، عقیده دارد: افتخارات گذشته کهن شهر تبریز منجر به تشکیل مکتب تئاتر در این منطقه نشده است.

    |

    داور بخش ترکی نخستین جشنواره ملی نمایشنامه نویسی میرزا آقا تبریزی عنوان کرد

برگزاری چنین رویداد هایی زبان ترکی را زنده نگه می‌دارد
    داور بخش ترکی نخستین جشنواره ملی نمایشنامه نویسی میرزا آقا تبریزی عنوان کرد

    برگزاری چنین رویداد هایی زبان ترکی را زنده نگه می‌دارد

    سیروس همتی، داور بخش ترکی نخستین جشنواره ملی نمایشنامه نویسی میرزا آقا تبریزی عنوان کرد: کتاب این رویداد می تواند رفرنس یا مرجعی برای منبع تغذیه ی گروه های نمایشی باشد

    |

    نظرات کاربران